68ماه گذشت عزیزم...

خرید بک لینک

میترای عزیزم

ديشب وقتي با بوي دلتنگي هايم آمدي

ماه هم مثل من هول کرده بود !

چهره اش را ديدي؟ زرد زرد بود...

هيچ نگفتي و نگاهت را بر باران چشمانم دوختي...

نپرسيدي از حالم، مي خواستم بگويم...

مي خواستم از انتظار تو بگويم...

که چه زجري مي کشم ، اما اين دلم صدايش در نمي آمد

انگار لال شده بود !

ديدمت که مي روي دوباره خواستم فرياد بزنم نه !

انتظار دوباره نه !

از خواب پريدم.....

بالشم غرق اشک بود و بوي دلتنگي مي داد . . .

دوباره کي بر مي گردي ؟

از طرف خواهر

به یاد و نام میترا نادمی نصاری ...

ما را در سایت به یاد و نام میترا نادمی نصاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 23:56

صفحه بندی